سکوی پرواز

انشا

    نظر

می خواهم دوتا از انشا های کتاب بنویسیم مدرسه را برایتان بنویسم.

موضوع اول . با یک دانش اموز که دچار مشکل است چگونه همدلی می کنیم؟

اگ مشکل قد داشته باشد او را مسخره نمی کنم بلکه تلاش می کنم تا او را به دلیل داشتن توانایی های دیگرش خوشحال کنم .

اگر دستهایش مشکل داشته باشد تلاش می کنم او را در درسهایی که احتیاج به نوشتن دارد یاری کنم و او را خوشحال کنم تا ناراحتیش را فراموش کند و خوب درس بخواند .اگر در ژاهایش مشکلی وجود داشته باشد تلاش می کنم که در راه رفتن و ژایین و بالا امدن از ژله ها به او کمک کنم .او را حل ندهم و همچنین مراقب باشم کسی او را حل ندهد تا به زمین بیفتد .

 


پیکی پیکی

یک روز وقتی مادر وپدرم همراه خواهرم برای خرید بیرون می رفتند مادرم به من گفت :وقتی برگردم خودم در را باز می کنم .چند ساعت بعد که زنگ خانه را زدند تعجب کردم .وقتی جواب دادم مادرم گفت در را باز کن .در را که باز کردم دیدم یک گربه سیاه وسفید دنبال مادر وخواهرم به داخل خانه امد.اقا گربه به خاطر بوی سوسیسهایی که مادرم خریده بود دنبال انها امده بود .اسم اقا گربه را پیکی پیکی گذاشتم ومدتی توی حیاط خانه ما زندگی کرد.این هم عکس  اقا گربه

پیکی پیکی

شب قدر

                                                               به نام خدا

ساعت 9 خوابیدیم و ساعت 12 برای اهیا بیدار شدیم .مانند هر سال به خانه ی مادر بزرگ ر فتیم.در آن جا اول دعای جوشن کبیر راخواندیم.در حالی که دعا می خواندیم هر کدام سیبی در دست داشتیم وبعد از خواندن آیه ی :(ثلغوث لغوث خلثنا من انار ایا رب)به سیب فوت کردیم .سپس دعای مجیر را خواندیم .بعد من به همراه مادرم نماز هفت توحید را خواندیم.بعداز نماز من یک تسبیح لعنت بر قاتل حضرت علی خواندم .همان طور که داشتم دور خانه راه می رفتم و تسبیح می خواندم متوجه شدم خاله ام می خواهد نماز شب بخواند.بعد من سریع تسبیح ام را تمام کردم و نماز شب خواندم.بعداز مدتی قران بر سر گذاشتیم.................................  


آقا خرسه

یک روز قبل از ماه مبارک رمضان صبح وقتیکه داشتم خاطر خوردن صبحانه دستم را که کثیف شده بود می شستم و مادرم مشغول تماشای تلویز یون بود که ناگهان خواهر کوچکم عاطفه فریاد زد:( اقا خرسه اقا خرسه !)

پیش او در بالکن رفتیم ومتوجه شدیم منظور عاطفه یک گربه بزرگ بوده است . اخه اون گربه اندازه ی یک سگ کوچک بود و کاملا سیاه .عکس ان را در پایین می گذارم

اقا خرسه

یک پیام علمی

 

1.یک فیل روزانه می تواند نیم تن برگ وپوست درخت را بخورد.

2.یک وال ابی روزانه 4تن مجودات ریز دریایی بنام پلانگتون می بلعد. این مقدار بیشتر از غذایی است که یک انسان در یک سال  می خورددر نظر بیاورید وزن یک وال 2000 برابر یک انسان است .

شکموهایی بزرگ:

شما در طول زندگی  هریسان 30تن غذا می خورید که به اندازه ی وزن 6 فیل یا بیست کرگردن است.هر فرد پرخور در یک سال می تواند به طور متوسط 75 کیتو سیب زمینی. 26کیلو شکر .500سیب .150قرص نان و 200 تخم مرغ بخورد و حتی برای خوردن ذسر هم جا داشته باشد؟

اگر فقط لقمه هایی نان وکره در نظر بیاورید در طول زندگی 250000لقمه از انها را می خورید.اما بعضی از افراد خیلی بیش از این مقدار می خورند!